حرف هایی که این روزآ زیاد می شنویم خواهر جون
این جمله ای بود که مادر امیر حسین وقتی داشت سر حرف رو با ربابه خانم ، زن همسایه مون وآ می کرد گفت ، اینو گفت و شروع کرد به گفتن این چند خطی که می خونید
سلام و زهر مار !!! کدوم قبرستونی بودی تا الآن
مامانم می گفت: پسر طاهره خانم پراید شو فروخته ، زانتیآ گرفته ، اون وقت من باید با مترو برم خونه ی خاله پروین
بازم از این آشغالا پختی؟ بابا ... آخه هفته ای چهار شب که نیمرو نمی خورن ، کبدم به یزد رفت
آخه پس کی زن بگیرم ؟ بابا 42 سالم شده . پسر شهرام رو که می بینم قند تو دلم آب می شه . آخه منم آدمم . چرآ رو هر دختری دست میذارم مخالفت می کنین ؟ آهان ... کور خوندین اگه فکر می کنین با اون دختره ی هرزه ازدواج می کنم . سودابه دختر شریک بابا رو می گم . چرا من بخاطر بدهی بابا باید با اون ترشیده بخوابم توی یه تخت ؟
من کاپشن ندارم . گرگ و میش که سوز گدا کُش می آد ، مث سگ میلرزم ، اونوقت تو رفتی سولاریوم ، جلسه ای 45 هزار تومن پول میدی ؟
تو مرد نیستی !! اگه مرد بودی یکی رو استخدام می کردی کارای خونه رو بکنه ، که بعد از هشت ماه زندگی با تو ، دستآم مثل کلفت ها نشه ، مرتیکه ی خسیس
خاک بر سرت !! آبرو واسم نذاشتی !! دختر شیش ساله ی خاله پروین ، جلو اونهمه مهمون اومده به من میگه : خاله جون ، چرا خانم هایی که تو کامپیوتر عمو محسن هستن ، لباس تنشون نمی کنن ؟؟!!؟
بابا تو واسه من آبرو نذاشتی زن !!! از توی لیستم ریمووت می کنم !! روشنک هر چی نوشته بود ، رو دیوار خودش نوشته بود ، به توچه ؟؟!!؟ واسه چی رفتی زیر عکسش نوشتی ، خانم خانم هآ آ آ !!! این علی رضا زن داره ، با این عکس های سکسیت دلبری نکن لطفاً !!!؟
بابا زن !!!! یه دو ساعت این کامپیوتر رو خاموش کن !! هم اون ننه مرده یه نفسی می کشه ، هم تو نعوذوبالله یه کم به این بچه میرسی !! شیر خودت رو که بهش ندادی ، گفتی سینه هآم دفرمه میشه ، حداقل یکم بهش توجه کن ، نا سلامتی اسمت مادره . پاشو زن ، پاشو یه کم شیر خشک بریز تو حلقش ، طفل معصوم داره نفله میشه از گشنگی ، آخه چرا وقتی من بهش شیر میدم بهم میگه مامان ؟؟؟ !!! هآن ؟؟!؟
برو ..... برو که لیاقتت همون ........ و ..... هآی تو فیس بوکه . منه خر رو بگو که توی دهاتی رو اینوآیت کردم و از عصر حجر در آوردمت ، نمی دونستم می آی با اون پرستوی بی همه چیز می ریزی رو هم . خجالت نمی کشی ؟؟؟ حیا نمی کنی ؟؟ اون شوهر داره مرد !!!!!؟
آهای .... خوب گوش کن ببین چی میگم . سر راهت داری میآی ، برو البرز ، پونزده مدل غذای متنوع بگیر ، بچه های دانشگامون دارن می آن خونه به من سر بزنن .... چی؟؟؟!!؟ خودم غذا درست کنم؟!!!!؟ من تو خونه ی بابام هم غذا نمی پختم ، اونم واسه ده نفر
تو خودت گفتی سه ماه بعد از عقد ، ویزای نامزدی جور میشه . الان سه ماه و پونزده روز گذشته و هیچ غلطی نکردی !! وقتی هزار تا از سکه های مهریه ام رو گذاشتم اجرا و ممنوع الخروجت کردم ، گوشی میاد دستت با کی طرفی ، مرتیکه ی کلاه بردار ِ پفیوز
عزیزم ، خیلی دوستت دارم ، حتی بیشتر از شوهر اولم !!!؟
بچه ی چهار ماهه رو سقط کردی؟؟؟!!!؟ به تو هم میگن مادر ؟؟ این نقشه رو با مامانت کشیدی؟ ؟ تو واقعاً یه جلادی
شیش ماه پیش گفتی اولین تعطیلات که در پیشه میریم ونیز ... عرضه نداشتی یه دبی ِ چُسکی ببری منو بی غیرت
پاشو زن !!! لنگ ظهره !! تا تو پاشی و دوش بگیری ، ایمیل هآت رو چک کنی و جواب سیصد تا کامنت بی مزه رو بدی ، من هم نهار رو ردیف می کنم که زودتر راه بیفتیم . الان یازده ظهره ، تا فشم یک ساعت راه داریم ... د ِ پاشو دیگه
..........................
مامان ، کف کتونی آم سوراخه ، از مدرسه که بر می گردم ، واسه اینکه پول بلیت اتوبوس ندارم ، مجبورم پیاده بیام ،،، کف پام زخم شده
خاک بر سرت ، دختره ی سر به هوا ... هی بهت میگم جفتک ننداز ... حالا من از کجا بیارم یه مانتو دیگه برات بخرم ؟؟ مجبوری با همین مانتوی پاره بری مدرسه
دیگه زیاد حرف نزن ، اعتبار تلفنت تموم میشه ، فقط اگه پول داری سر راهت 5 تا نون لواش بگیر ، یه خورده نخود داشتیم ، ریختم توی زود پز بپزه ، امشب رو هم یه جوری سر می کنیم تا فردا ، دیگه نمی دونم جواب این طفل معصومآ رو چی بدم
با اینکه هوا سرده و مسیرمون طولانی ، ولی اگه روی موتورت یه طلق ببندی ، می تونیم وقتی بارندگی نیست با هم بریم سر کار ، اینطوری کرایه ماشین رو پس انداز می کنیم
عزیزم ، امروز بلاخره حقوقمون رو دادن ، حساب کردم ، اجاره خونه و خرجیمون بعلاوه ی بدهی به حسن آقا سوپری رو بذاریم کنار ، شاید بتونیم اون پیراهن قرمزه که ماه پیش چشمت گرفته بود رو بخریم ... چند بود ؟؟؟ هش هزار تومن؟!!؟
ملیحه خانم زنگ زد و گفت اون وام سیصد هزار تومنی جور شده فقط دو تا ضامن می خواد ، یه سفته ی پونصد هزار تومنی به امضای دو تا ضامن میگیره ، پول رو میده ... ایشالا تا آخر این ماه بقیه شم جور می کنیم و دکتر بهروزی رو متقاعد می کنیم که عملت کنه .... بلاخره خوب می شی عزیزم...
الو .... الو ..... صدامو میشنوی ؟؟؟ پاشو خودتو برسون ،، پاشو بیا که بدبخت شدیم ، رضا افتاده گوشه ی زیر زمین و یه سرنگ تو دستش مونده ، نفس نمی کشه ، نمی دونم چه خاکی تو سرم کنم ، خودت رو برسون
عزیزم ، تولدت مبارک .... ایشالا واسه ی سال دیگه ، کادوی تولدت با مادرت سه نفری میریم زیارت ، شاید بعد سه سال بتونم به قولم عمل کنم
..........................
در آخر باید بگم ، جمله های زیادی از این دست صب تا شوم به گوش من و تو می خوره
بیایم یه کم بیشتر هوای همدیگه رو داشته باشیم
Thor (2011) Gratis
۱۰ سال قبل
1 نظرات:
=))
ارسال یک نظر
متشکرم از بازدیدتون و امیدوارم زحمت بکشید و نظرتون رو ثبت کنید